چكيده مقاله:

هر فردي اعم ازكودك و نوجوان در طول رشد خود براي سازگاري با محيط و تغييرات بيولوژيكي نياز به تاييد و پشتيباني اطرافيان خود دارد.

كودك در بدو ورود به دبستان به زحمت مي تواند خود را با نظم آموزشگاه هماهنگ كند و در اين كار دشواري هايي دارد و با انتظارات و ناكامي هاي معتددي مواجه است. براي مثال، احساس تعلق كه در حيات عاطفي كودك مانند حيات اجتماعيش موثر است ، ابتدا در خانواده پرورش مي يابد كه معمولاً به خاطر گذشت زياد اعضاي خانواده به آساني ارضا مي شود و امنيت خاطر او را فراهم مي سازد ولي اين امنيت در مدرسه به سادگي به دست نمي آيد زيرا محيط مدرسه با خانواده از نظر ساخت اجتماعي و قوانين و مقررات رسمي، متفاوت است. كودك به ناچار تلاش زيادي را براي سازگاري به كار مي گيرد كه معيار آن در درجه اول تاييد معلم است.

معلم ممكن است به دلايلي مثل بي علاقگي به كار، نداشتن تخصص و تجربه، دوست نداشتن كودكان، محروميت هاي مالي و منزلتي، ناتواني در زندگي خصوصي و … نتواند محيط عاطفي مساعدي را به وجود آورد كه كودكان با شوق و علاقه به كار بپردازند. بنابراين، براي رفع مشكلات فوق و ايجاد يك محيط عاطفي و آرام، دانش آموز نياز به مشاوري متخصص و آشنا به مسائل خاص كودكان دارد.

مقدمه

مشاوره به عنوان يك حرفه در جامعه ي ما در حال گسترش و توسعه است و هر روز بيش از گذشته به وجود آن در مدارس احساس نياز مي شود. زيرا امروزه معلمان دريافته اند كه بدون كمك مشاوران متخصص، نمي توانند از توانايي هاي دانش آموزان تا حد امكان استفاده نمايند به عبارت ديگر، مشاوره از ديدگاه اكثر معلمان وسيله اي است كه در بهبود كار تحصيلي دانش آموزان و ثبات عاطفي و شخصيتي آن ها موثر و مفيد واقع شده است.

دانش آموزان دوره ي ابتدايي كه در مقايسه با جوانان و بزرگسالان از تجارب كمتري بهره مند هستند و شخصيتشان مرتباً درحال رشد است، بيشتر دچار ناراحتي مي شوند و به كمك و مشاوره با ديگران نياز بيشتري دارند.

مشاوره ي كودك

معني لغوي مشاوره، همكاري كردن و راي و نظر تخصصي ديگران را براي انجام دادن كاري خواستن است. مشاوره ي كودك، به منزله ي يك هنر، تعامل بين مشاور و كودك است كه بدان وسيله كودك پس از طرح مشكل، با كمك مشاور، توانايي ها، امكانات و محدوديت هايش را مي شناسد و در نهايت به حل مشكلش اقدام مي كند. در مشاوره ي كودك، وجود جوي مملو از درك و تفاهم بين مشاور و كودك ضرورت دارد. با برقراري اين ارتباط عاطفي، كودك مشكل خود را به نحو مقتضي مطرح مي سازد و از مشاور تقاضاي كمك مي كند.

هدف مشاوره كودكان در دوره ی ابتدایی

مشاوره سه هدف آني، مياني و غايي دارد. اهداف آني مشاوره از آنچه در لحظه به لحظه ي جلسه ي مشاوره واقع شده است، ناشي مي شود. اهداف مياني مشاوره به دلايل و عللي وابسته است كه كودك به منظور آن ها تقاضاي كمك كرده است و اهداف غايي مشاوره از نظرات فلسفي مشاوره در باره ي انسان سرچشمه مي گيرد.

تقريباً تمام مشاوران معتقدند كه مشاوره بايد به ايجاد تغييرات مناسب در رفتار كودك به منظور تامين زندگي مفيد تر و خلاق تر بينجامد. افزايش خودشناسي، بهبود و تسريع رشد همه جانبه، يادگيري شيوه هاي صحيح حل مساله، ارضاي نيازها به طور مناسب، استفاده بهتر از امكانات و منابع جامعه، افزايش احساس مسئوليت در قبال خود و جامعه، برقراري ارتباط مطلوب با اطرافيان، افزايش اعتماد به نفس و تغيير نگر ش هاي نامطلوب از ديگر اهداف مشاوره كودك در دوره ي ابتدايي محسوب مي‌شود. مي توان گفت هدف از مشاوره ي كودك در دوره ي ابتدايي، نخست تغيير در رفتار كودك است، به طوري كه بتواند يك زندگي مفيد و موثر داشته باشد، دوم، تامين بهداشت رواني مناسب است، به طوري كه كودك بتواند با خود و ديگران با احساس مسئوليت زندگي كند، سوم، كودك موفق به حل مشكلاتش شود و بتواند در آينده تصميمات مناسبي در زمينه هاي گوناگون بگيرد.

ضرورت مشاوره ي كودكان دوره ي ابتدايي

تحقق اهداف اموزش و پرورش و ارضاي نيازهاي كودكان به طور مناسب، مشاوره ي كودكان در دوره ي ابتدايي را ضرورت مي بخشد. نيازهاي كودكان از جمله نيازهاي جسماني، نياز به ايمني، نياز به محبت و احساس تعلق، نياز به ارزشمندي و اعتماد به نفس و نياز به خودشكوفايي، از طريق اجراي برنامه ي مشاوره به طور مناسب تر تامين مي شود.

پيشرفت هر مملكت به كار آمد بودن نظام آموزش و پرورش آن كشور وابسته است. سرمايه گذاري در آموزش و پرورش ابتدايي، نوعي سرمايه گذاري دراز مدت ولي پرسود است و هر گونه بي توجهي به آن، جامعه و كشور را با خسارات و ضايعات جبران ناپذيري مواجه خواهد ساخت. اهداف اصلي آموزش و پرورش ابتدايي عبارتند از: آشنا ساختن كودكان با زندگي اجتماعي، ايجاد و تقويت توانايي گوش دادن، درست سخن گفتن، پرورش تفكر و استدلال، درك ارزش ها و تربيت ديني و اخلاقي. در تمام موارد فوق، از طريق مشاوره با كودك مي توان راه حل‌هاي درست را به كودك آموخت و او را در رسيدن به اين اهداف كمك كرد.

كودكان در روند رشد و زندگي با مشكلاتي مواجه مي شوند كه اگر به موقع بر طرف نگردند، در دوره هاي بعد حاد و شديدتر خواهند شد. عواطف واحساسات كودكان در دوره ي ابتدايي انعطاف پذيرتر است و هر گونه اقدام پيشگيرانه، باعث رشد يك شخصيت سالم و متعادل در سال هاي آتي مي شود كه مشاور با كمك اوليا و مربيان مي تواند كودك را در رفع مشكلات و ايجاد رفتارهاي مناسب ياري دهد.

يكي از روش هاي مناسب مبارزه با مشكلات اجتماعي، اخلاقي، عاطفي و … درقرن حاضر آن است كه اصلاح مشكلات و تغيير رفتارهاي نامطلوب از مدارس ابتدايي كشور آغاز شود و براي اين كار نظام آموزش موجود نياز به تغييري گسترده و همه جانبه دارد. امروزه گروهي از معلمان همانند يك ماشين عمل مي‌كنند و دانش آموزان را با مشتي اصول و حقايق آشنا مي سازند كه هماهنگي چنداني بين آن اصول و واقعيا ت زندگي وجود ندارد. با توجه به اينكه آموزش و پرورش بايد دانش آموزان را براي زندگي واقعي آماده سازد، مشاوره با همكاري ساير كاركنان مدرسه مي تواند دانش آموزان را در درك و كاربرد آموخته هايشان ياري دهد و در برنامه هاي آموزشي و پرورشي تغييرات مطلوبي را پيشنهاد كنند و به اجرا درآورد.

مشاور مي تواند با فراهم آوردن موقعيتي براي دانش آموزان كه در آن به جاي محتواي دروس مركز توجه باشد، خود دانش آموز در مركز فعاليت هاي آموزشي قرار گيرد و برنامه ها با توجه به نيازهاي دانش آموزان تغيير يابند، به بهبود رفتار و پيشرفت يادگيري آنان كمك كند.

مشاوره مي تواند با ايجاد احساس نياز و علاقه به مطالب آموختني به شاگردان به خصوص در دوره ي ابتدايي كمك نمايد. تا زماني كه فرد به چيزي احساس نياز و علاقه نكند، براي رسيدن به آن تلاش نخواهد كرد و اگر فرد نداند چه چيزي برايش مهم است و چه بايد انجام دهد، به هدف هاي خود در زندگي نخواهد رسيد و توفيقي در كارها كسب نخواهد.

اگر دانش آموزي احساس كند كه معلم او را دوست دارد رفتارش با آن معلم دوستانه خواهد بود و اگر احساس كند كه معلم او را دوست ندارد احتمالاً نسبت به درس آن معلم علاقه اش را ازدست خواهد داد. بنابراين، مشاوري بايد باشد كه تلاش كند تا چيزهايي كه مورد علاقه دانش آموزان است، شناسايي كند و كار كردن با دانش آموزان را از همان چيزهايي دوست داشتني پيشنهاد نمايد.

نقش معلم در مشاوره ي كودكان

همه متخصصان راهنمايي و مشاوره معتقدند كه نقش معلم در راهنمايي و مشاوره ي كودكان بسيار مهم است و معلمان بايد علاوه بر تدريس، به مشاوره با كودكان نيز بپردازند زيرا معلم با كودكان دبستان تماس دائم و نزديك دارد و از توانايي ها، ضعف ها، آرزوها و نيازهاي آنان به خوبي آگاه است. معلم از طريق همكاري والدين و كاركنان مدرسه مي تواند در مواقع ضروري به مشاوره با كودكان بپردازد و آنان را در حل مشكلاتشان ياري دهد و در صورتي كه نيازمند به كمك‌هاي خاص باشند، آنان را به متخصصان مشاوره ارجاع دهد.

آموزگار ابتدايي از بروز مشكلات كودكان پيشگيري مي كند و با ايجاد فضاي صميمي دركلاس و تامين سلامت رواني دانش آموزان، موجبات تسهيل و افزايش يادگيري آنان را فراهم مي آورد. معلمان مدارس بايد اصول و فنون راهنمايي و مشاوره را بدانند و بتوانند از آن ها در مواقع ضروري استفاده كنند، بنابراين در دوره‌هاي آموزشي آنان، بايد به تدريس اين دروس توجه خاصي مبذول شود.

معلمان آشنا به روش هاي راهنمايي و مشاوره كودكان با ايجاد رابطه ي انساني و دوستانه با آنان، يادگيري را ساده و جالب مي كنند و ترس و وحشتي را كه معمولاً كودكان از معلمان دارند، از بين مي برند. نكته ي ديگر اينكه همواره كار خود را از صفات مثبت و نقاط قوت كودكان آغاز مي كنند و به رفع صفات ناخواسته و نقاط ضعف آنان مي پردازند. همچنين به محض مشاهد ه ي علائم نابهنجار در كودكان، نسبت به رفع آن ها به طور مناسب مبادرت مي ورزند.

پيشنهادها و نتيجه گيري

به منظور رفع نيازمندي هاي دانش آموزان يك اصل كلي بايد مورد توجه قرار گيرد و آن اينكه هر دانش آموز بايد مشاوري داشته باشد كه او را به خوبي بشناسد و ياري كند تا شاگرد اطلاعات و آگاهي هاي مورد نياز خود را كسب نمايد. اين شخص مشاور ممكن است آموزگاري باشد كه قسمتي از وقتش به مشاوره با دانش‌آموزان اختصاص يافته، يا يك مشاور آموزش ديده و تمام وقت باشد اما برنامه مشاوره به هر صورتي كه باشد معلم سهم بسيار مهمي درآن دارد.

براي اجراي برنامه راهنمايي، مشاوره در مدارس ابتدايي مي توان روش هاي زير را نام برد:

مشاوره را در كلاس درس مورد توجه قرار دهيم و آموزگار را عامل اصلي اجراي اين برنامه بدانيم.

بر اساس اين روش معلم بايد براي اجراي اين نقش خود تعليمات لازم را ببيند تا بتواند فنون راهنمايي و مشاوره را دركلاس خويش اجرا نمايد.

مسئوليت عمده را به عهده مشاورو متخصصين ديگر كه در آموزشگاه خدمت مي كنند بگذاريم و آموزگار در اين جريان فقط به آنان كمك نمايد. اين روش مسئوليت مشاوره را از دوش آموزگاري كه تمام مدت روز با شاگرد سر وكار دارد و از لحاظ منطقي موثرترين عامل اجرايي راهنمايي و مشاوره مي تواند باشد، مي تواند بردارد. اگر اين روش حتي بهترين روش ممكن باشد به دليل عدم توان دولت در به كارگيري اين همه مشاور براي مدارس ابتدايي، كمتر عملي به نظر مي‌رسد.

خدمات راهنمايي و مشاوره را به عهده يك گروه كه از افراد مختلف تشكيل مي‌شود، بگذاريم. اين افراد را مي توان از ميان والدين، معلمان، متخصصان راهنمايي و مشاوره و مديرمدرسه انتخاب كرد. در اين روش معلم مي توانند به عنوان يك عضو از گروه و مشاوره خدمت نمايد.

منابع

1-شفيع آبادي، عبداله. فنون و روش هاي مشاوره. تهران: (انتشارات ترمه، 1376).

2-نيك زاد، محمود و مهرآرا، اكبر. زمينه راهنمايي و مشاوره در تعليم وتربيت.تهران: (انتشارات كيهان، 1370)

3-نوابي نژاد، شكوه.راهنمايي و مشاوره. تهران: (انتشارات معاصر، 1378)

4-شفيع آبادي، عبداله. راهنمايي و مشاوره كودك. تهران: ( انتشارات سمت، 1379).

5-نوابي نژاد، شكوه.راهنمايي و مشاوره گروهي. تهران: (انتشارات جهاد دانشگاهي تربيت معلم ، 1374).

6-حسيني، سيد مهدي. اصول و روش هاي راهنمايي و مشاوره. تهران: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي، 1369 ).

7-ماك لين، ايزابل. راهنمايي و مشاوره كودك. ترجمه رضا شاپوريان، تهران: (انتشارات اميركبير، 1355).

8-صافي، احمد. اصول و فنون مشاوره و راهنمايي. سال دوم مراكز تربيت معلم‌. تهران : (انتشارات وزارت آموزش وپرورش 13688)

9-ايلينگورث، رونالدس. كودك و مدرسه . ترجمه شكوه نوابي نژاد، تهران: (انتشارات رشد، 1368).

عشق معلمي http://mehrbaran49.blogfa.com

http://dabestan-tayeb.ir/?p=2324

برگرفته از مطالب مدرسه غیردولتی طیب